من اون عاشق دل سوختم که جونشم برای عشقش میداد اما دیگه اون رفته و با رفتنش تمام خاطراتشم با خودش برده . نه نمی تونم بگم برگرد کسی که بخواد می مونه ولی اگه نخواد به هر بهانه ای میره و تو میمونی با تمام غم ها و دل تنگی هاش دیگه نمی خوام کسی وارد زندگیم شه دیگه تا موفقع مرگ با عشق خداحافظی کردم .
افرادی که با بحرانهای میانسالی مواجه هستند، به نظر می رسد که با چالش های مربوط به مرگ و میر خودشان مواجه هستند .
در اواسط دوران میانسالی، برخی از مسولیت های خودشان را انجام نمی دهند و به سرگرمی خودشان می پردازند.
به همین دلیل است که عبارت “بحران میانسالی” در اغلب موارد باعث می شود که افراد تمایل بیشتری به دیدن عکس های خانم ها و ماشین های ورزشی داشته باشند.
فرض بر این است که مسن شدن منجر به احسال افسردگی، پشیمانی و اضطراب می شود.
همچنین بحران میانسالی یک مرحله ای می باشد که به افراد اجازه می دهد تا بار دیگر احساس جوانی بکنند، چرا که آنها با این چالش که نیمی از عمر آنها تمام شده است، مواجه می شوند.
ولی ناراحتی های عاطفی که برخی از افراد در دوران میانسالی تجربه می کنند، منجر به ایجاد تغییرات عمده ای در سبک زندگی نمی شود که شامل تمایل به جوان شدن مجدد باشد.
در واقعیت، بحران میانسالی می تواند به یک مورد کاملا مثبتی تبدیل می شود.
آیا بحرانهای میانسالی در واقعیت وجود دارند؟
هیچ شخصی بحران میانسالی را تجربه نمی کند. در واقع، مطالعات صورت گرفته نشانگر این است که برای اکثر افراد موجود در سرتاسر جهان، بحران میانسالی به عنوان یک مسئله و مشکل مطرح نمی باشد.
در واقع برخی از محققین بر این عقیده هستند که مفهوم بحران میانسالی یک ساختار اجتماعی است و این عقیده وجود ندارد که فرد حتما در دهه پنجم زندگی خودش با مشکلاتی مواجه شود و از کار افتادگی را تجربه کند.
در یک ارزیابی ملی صورت گرفته در مورد میانسالی در ایالات متحده، یک رای گیری صورت گرفت تا مشخص کند که چه تعدادی از افراد بحران میانسالی را تجربه می کنند.
در حدود ۲۶ درصد از شرکت کنندگان گزارش کردند که آنها با بحران میانسالی مواجه هستند.
با این وجود، بیشتر شرکت کنندگان گزارش کردند که بحران میان سالی آنها قبل از سن ۴۰ سالگی یا بعد از سن ۵۰ سالگی صورت گرفته است.
به همین دلیل این سوال ایجاد شده است که آیا بحران مورد نظر، به صورت واقعی مربوط به میانسالی می باشد، چرا که در حالت معمولی سن ۴۵ سالگی به عنوان سن میانسالی در نظر گرفته می شود.
از هر چهار نفری که گفته بودند یک بحران میانسالی دارند، یک نفرشان بیان کردند که میزان گستردگی بحران نسبت به سن آنها زیاد بوده است.
فاکتورهایی که منجر به تقویت بحران می شوند شامل تغییرات زندگی می باشند که مواردی از قبیل طلاق، از دست دادن شغل، از دست دادن شخص دوست داشتنی یا جابجایی را شامل می شود.
تست جنسی ، مرکز مشاوره ایران ، مرکز روانشناسی ایران، مشاوره شغلی آنلاین، مرکز مشاوره خانواده ، نوروفیدبک چیست ، تست تفاهم زن و شوهر
علائم مربوط به بحران عاطفی
به دلیل اینکه یک تشخیص معیاری برای “بحران میانسالی” وجود ندارد، مطالعه کردن این مفهوم برای محققان سخت می باشد.
معمولا محققان نسبت به مواردی که بحران میانسالی را تشکیل می دهند، مخالفت دارند.
بیشتر تحقیقات صورت گرفته بر اساس پاسخهای افراد نسبت به سوالات مربوط به تجربه کردن بحران میانسالی می باشد.
البته، موردی که یک شخص به عنوان بحران میانسالی در نظر می گیرد، ممکن است که با مورد بیان شده توسط فرد دیگر یکسان نباشد.
در حالی که معمولا ترس از مرگ یا تمایل به دوباره جوان شدن به عنوان بحران میانسالی تعریف می شود.
ولی عواطفی که در طول بحران میانسالی تجربه می شوند، نسبت به ناراحتی که یک فرد می تواند در طول یک بحران معمولی زندگی تجربه کند، تفاوت چندانی ندارد.
انجمن روانشناسان آمریکا بیان کرده است که یک بحران عاطفی عبارت از “یک تغییر مشخص و ناگهانی در رفتار” می باشد که برای سایر افراد هم مشهود است.
مثال های مربوط به تغییرات رفتاری عبارتند از:
بی توجهی نسبت به بهداشت شخصی
تغییرات قابل توجه در عادات خوابی
افزایش یا کاهش وزن
تغییرات مربوط به حالت روانی، همانند افزایش عصبانیت، بی التهابی، ناراحتی یا اضطراب.
دوری از موارد روتین یا روابط عادی.
مشکلات اوایل ارتباط که به مرور زمان بدتر خواهند شد
۵ روش برای داشتن هوش عاطفی بیشتر در محیط کاری
کشف سبک دلبستگی، دریچه ای به زندگی واقعی (بخش دوم)
کشف سبک دلبستگی، دریچه ای به زندگی واقعی (بخش اول)
علائم بحران میانسالی چه مواردی هستند؟
چرا احتمال بروز یک بحران میانسالی وجود دارد
در مورد اکثریت افراد، دوره میانسالی عبارت از زمانی است که روابط و نقش های فرد تغییر پیدا می کنند.
برخی از افراد مجبور می شوند که در طول دوره میانسالی از والدین مسن خودشان نگهداری کنند.
برخی از آنها به نگهدارنده خانه خالی تبدیل می شوند – یا ممکن است که آنها این احساس را داشته باشند که نوجوانان آنها یک رشد بسیار سریعی دارند.
در مورد سایر افراد، سن میانسالی می تواند عبارت از زمان و دوره حسرت و پشیمانی باشد.
برخی از افراد نسبت به عدم انتخاب یک مسیر شغلی متفاوت یا ایجاد نکردن زندگی رویایی خودشان، دچار حسرت و پشیمانی می شوند.
علاوه بر این، فرآیند مسن شدن در این دوره زمانی مشخص تر می شود.
برخی از افراد در این دوره دچار بیماری می شوند، در حالی که سایر افراد متوجه کاهش توانایی های فیزیکی خودشان می شوند.
برای برخی از افراد، میانسالی می تواند یک سن مربوط به یک تفکر و تامل گسترده باشد.
آنها ممکن است که سالهای گذشته خودشان را بررسی کنند و این سوال را بپرسد که در صورتی که آنها یک مسیر متفاوتی برای زندگی شان انتخاب می کردند، چه اتفاقی ممکن بود برای آنها صورت بگیرد.
ممکن است سایر افراد بیشتر در مورد روزهای شاد زندگی خودشان تفکر کنند.
برای افرادی که متمایل به هدف هستند، میزان تفکر کم می باشد و میزان اقدام بیشتر است.
این افراد به جای بررسی کردن گذشته خودشان، تلاش می کنند که در مرحله دوم زندگی خودشان به اهداف بزرگتری دست پیدا کنند.
کاهش خوشحالی در دوره میانسالی
بیشتر مطالعات صورت گرفته نشانگر این هستند که خوشحالی دارای یک منحنی U شکل می باشد.
میزان خوشحالی در اوایل دوران نوجوانی به صورت تدریجی کاهش پیدا می کند و این روند تا دهه پنجم زندگی فرد ادامه پیدا می کند.
در افرادی که در دهه ششم زندگی خودشان هستند، میزان این خوشحالی بار دیگر شروع به افزایش می کند.
اطلاعات به دست آمده از نیم میلیون آمریکایی و اروپایی، وجود داشتن این روند را تایید کرده است.
افراد در دوران دهه هفتم زندگی خودشان، شادترین دوره زندگی شان را تجربه می کنند، ولی افراد در دهه پنجم زندگی خودشان، پایین ترین سطح خوشحالی ممکن در طول زندگی شان را تجربه می کنند.
با این وجود، به نظر می رسد که منحنی U شکل در سطح جهانی مصداق نداشته باشد. این منحنی بیشتر در کشورهای دارای درآمد بالا مصداق دارد.
یک کاهش تدریجی در خوشحالی می تواند دلیل تنفر افراد از یک بحران میانسالی را توضیح بدهد – که مربوط به کاهش میزان خوشحالی آنها می باشد.
هرچند که اطلاعات به دست آمده افزایش خوشحالی را در مراحل بعدی زندگی نشان می دهند، ولی یک عقیده فراگیر در بین افراد بیانگر این است که میزان خوشحالی با افزایش سن کاهش می یابد.
بنابراین برخی از افراد ممکن است این تفکر را داشته باشند که در اواسط دهه پنجم زندگی (۴۵ سالگی)، زندگی آنها به تدریج در شرایط وخیم تری قرار می گیرد و این امر منجر به تشدید بحران میانسالی شود.
بحرانهای میانسالی در برابر افسردگی
ممکن است برخی از افراد افسردگی را در دوره میانسالی خودشان تجربه کنند و این افسردگی را به عنوان بحران میانسالی خودشان در نظر بگیرند.
بر اساس گزارش مراکز کنترل و پیشگیری بیماری، زنان ۴۰ تا ۵۹ ساله در ایالات متحده، بالاترین نرخ افسردگی (۱۲٫۳) را در بین گروه های سنی و جنسیتی دارند.
نرخ مرگ و میر در دوره میانسالی در بالاترین سطح ممکن قرار دارد – به خصوص در بین مردان سفید پوست.
برای افراد موجود در دوره ۴۵ تا ۵۴ سالگی، احتمال خودکشی بیشتر از سایر گروه های سنی می باشد.
آیا یک بحران میانسالی منجر به افسردگی می شود؟ آیا افسردگی منجر به یک بحران میانسالی می شود؟
یا اینکه افسردگی که افراد در دوره میانسالی تجربه می کنند، به عنوان بحران میانسالی مورد اشاره قرار می گیرد؟
آیا یک بحران میانسالی منجر به افزایش ریسک خودکشی می شود؟ هیچ شخصی به طور قطع نمی تواند بگوید که بحران میانسالی، متفاوت از بحران سلامت روانی می باشد که در طول یک مرحله خاص از زندگی فرد صورت می گیرد.
بحران میانسالی و زوال عقل
ممکن است که برخی از افراد مشکلات سلامتی را با بحران میانسالی اشتباه بگیرند. یک تغییر در رفتار یا تغییر در شخصیت می تواند علامتی از یک زوال عقل باشد.
همچنین در حالیکه ما تمایل داریم آلزایمر و زوال عقل را به عنوان مواردی در نظر بگیریم که تحت تاثیر مسن بودن فرد قرار دارند، ولی براساس گزارشات دریافت شده از جامعه، ۵ درصد از موارد آلزایمر قبل از سن ۶۵ سالگی بروز می کنند.
افرادی که با زوال عقل زودرس مواجه می شوند، ممکن است که مشکلاتی را در زمینه برنامه ریزی، سازماندهی یا تفکر در مورد آینده داشته باشند.
کارملا تارتاگلیا[۱]، به عنوان متخصص بالینی و دانشمندی که در انجمن آلزایمر تورنتو عضویت دارد، در یک مقاله چاپ شده خودش در مجله کانورزیشن[۲] بیان کرده است .
“در مراحل اولیه، یک تغییر در شخصیت فرد می تواند توسط همسر فرد به اشتباه و به عنوان یک بی تفاوتی، یک بحران میانسالی یا یک مورد دیگری در نظر گرفته شود.”
تارتاگلیا توضیح می دهد که تغییرات مربوط به زوال عقل قبل از اینکه به صورت کامل تشخیص داده شوند، در اغلب موارد منجر به جدایی یا طلاق می شوند.
جنبه مثبت
یک مطالعه صورت گرفته در سال ۲۰۱۶[۳] که در مجله بین المللی توسعه رفتاری چاپ شده بود، یک نتیجه گیری مهمی در رابطه با بحران میانسالی – کنجکاوی داشته است.
محققان نتیجه گیری کرده بودند افرادی که یک بحران را تجربه می کنند – چه در اوایل زندگی خودشان و چه یک بحران میانسالی – کنجکاوی بیشتری را تجربه می کنند.
مشارکت کنندگان گزارش کرده بودند که نسبت به خودشان و دنیای گسترده پیرامونشان بیشتر کنجکاو می شوند.
ناراحتی و نااطمینانی که شرکت کنندگان تجربه می کنند، باعث می شود که آنها پذیرای ایده های جدیدی باشند که می تواند به ایجاد بینش و راه حل های خلاقانه منجر شود.
این کنجکاوی می تواند به یافته های جدید یا فرصت های جدیدی منجر شود و منجر به آرامش فرد در اوج بحران شود.
به چه نحوی می توان زمان مناسب برای کمک گرفتن را تشخیص داد
ناراحتی میانسالی می تواند منجر به تغییرات مثبتی شود و فرد نیاز به کمک متخصصان بالینی نداشته باشد.
شاید شما در حالتی که معنوی تر شده باشید یا در شرایطی که تصمیم گرفته باشید داوطلب باشید، زندگی معنادارتری را تجربه کنید. ولی این مورد همچنین می تواند منجر به آسیب دیدن بهزیستی شما شود.
در صورتی که در دوران میانسالی احساس کرده باشید که یک بحران روانشناختی را تجربه می کنید، شما باید آن را همانند سایر بحران های عاطفی در نظر بگیرید و برخورد مشابهی (که با سایر بحران ها داشته اید را) با آن داشته باشید.
در صورتی که شما علائم ناراحت کننده ای را تجربه می کنید که منجر به ایجاد نقص در عملکرد شما می شود، حتما به یک متخصص مراجعه کنید.
در ادامه برخی از زمانهایی معرفی شده است که شما حتما باید با پزشک خودتان یا یک متخصص سلامت روان ارتباط برقرار کنید:
ناراحتی عاطفی شما منجر به ایجاد اختلال در خواب شما شود یا بر روی اشتهای شما تاثیرگذار باشد.
نتوانید در محیط کار تمرکز داشته باشید، یا به خاطر ناراحتی خودتان دچار بیماری شوید.
استرس یا حالت روانی شما منجر به آسیب رساندن به روابط شما شود، همانند افزایش تنش و دعوا با همسر یا خواهر و برادر.
علاقه خودتان نسبت به فعالیت های فراغتی و سرگرمی ها را از دست داده باشید.
در صورتیکه به فکر ایجاد تغییرات مهمی در زندگی خودتان هستید، همانند خاتمه دادن به یک رابطه بلندمدت، تغییر دادن کار، یا جابجایی – و این تمایل شما به تغییرات، به دلیل ناراحتی درونی شما در دوره میانسالی باشد
– قبل از هر کاری، مراجعه کردن به یک متخصص سلامت بالینی برای شما ضرورت دارد.
چگونه می توانید به یک فردی که دوستش دارید، کمک کنید
در صورتی که نسبت به تجربه بحران میانسالی توسط یکی از دوستان یا اعضای خانواده خودتان مشکوک هستید، چند روش وجود دارد که با استفاده از آنها می توانید به وی کمک کنید. این موارد عبارتند از:
گوش کننده خوبی باشید:
به کسی که دوستش دارید، اجازه بدهید که در مورد ناراحتی خودش صحبت بکند.
گوش دادن به روش غیرقضاوتی و نصیحت نکردن وی در ابتدا می تواند به وی کمک کند.
نگرانی خودتان را بیان کنید: از بیان کردن عباراتی همانند “به نظر می رسد که تو با یک بحران میانسالی مواجه هستی” خودداری کنید.
در عوض، سوالاتی را از وی بپرسید که خجالت آور یا سرزنش کننده نباشند. برای مثال به وی بگویید که “نسبت به آخرین باری که با هم ملاقات کردیم، تفاوت پیدا کرده اید. آیا همه چیز خوب هست؟”
در مورد اهمیت کمک گرفتن با وی صحبت کنید: فرد را تشویق کنید که با پزشک خودش مشورت کند.
در نظر داشته باشید که ممکن است تغییرات صورت گرفته در وی به دلیل مشکلات بالینی باشد. برای مثال، یک مشکل تیروئیدی می تواند منجر به تغییر وضعیت روانی شود.
یا ممکن است که شما علائم اولیه زوال عقل را در وی مشاهده کنید. در صورتی که پزشک مراجعه شده دارای صلاحیت لازم باشد، می تواند وجود داشتن مشکلات بالینی و زوال عقل را مشخص کند.
به خاطر خودتان به وی کمک کنید: در صورتی که یک فرد نزدیک به شما به پزشک مراجعه نکند، به خاطر خودتان به وی کمک کنید و خودتان به پزشک مراجعه کنید.
مشورت گرفتن از یک متخصص سلامت روان می تواند به شما کمک کند تا یک برنامه ای را اجرا کنید که به شما اجازه بدهد تا یک نقش حمایت کننده از سایر افراد را داشته باشید و همزمان با آن، خودتان را در وضعیت سالمی نگه دارید.
در صورتی که یک فردی خودکشی کرده باشد، فورا کمک بگیرید: در صورتی که یک فرد تهدید کند که به خودش یا سایر افراد صدمه می زند، فورا دخالت کنید.
در صورت لزوم، فرد را برای بررسی شدن به اوژانس انتقال بدهید. در صورتی که فرد از رفتن به بیمارستان امتناع کند، به یک آمبولانس زنگ بزنید و فرد را بدون همراه نگذارید.
(زندگی میانسالی می تواند بدترین زمان زندگی یک فرد باشد)
منبع: پریسا نجفی ، مرکز مشاوره و روانشناسی ایران - علائم بحران میانسالی
هرم نیازهای مازلو و همچنین عقل حکم می کند که عشق یکی از نیازهای اساسی انسان است. اغلب مردم فرد مقابل خاص خود را از طریق حلقه ی فعالیت های دوستان و یا همکاران پیدا می کنند.
با این حال، این افراد می توانند نسبتا افراد سطحی باشند. در جست و جو برای یک قرار عاشقانه بالقوه، افراد روز به روز کمتر با روش های سنتی اقدام می کنند.
قرارهای عاشقانه ی آنلاین واقعا معمول است. استفاده از اینترنت برای این هدف واقعا مرسوم است. یک ارزیابی انجام شده در ۲۰۱۳ مشخص کرد که ۷۷ درصد از مردم این را که همیشه و در همه حال گوشی های همراه خود را به همراه داشته باشند،
“خیلی مهم” ارزیابی کرده اند. افزایش برنامه هایی مانند Tindr (و مدل های زیادی از این نرم افزارها) چندان هم خوشایند نیستند.
اگر بخواهید به قرار عاشقانه به مانند یک گیم نگاه کنید (و البته که بسیاری از افراد چنین دیدی دارند)، می توانید احتمالا با مرور در گوشی و با چپ و راست کردن صفحه های نت در زمان کوتاه، یک قرار عاشقانه ی بالقوه در زندگی واقعی ترتیب دهید.
محبوبیت قرار عاشقانه آنلاین ناشی از مولفه های مختلف است اما مهم ترین عامل زمان است. قرار عاشقانه ی آنلاین یک راه موثر برای یک مشکل جدی ارائه می کند.
دیدن عکس پروفایل به اندازه ی دیدن مردم و آشنا شدن با آنها زمان بر نیست. آمارها نشان می دهند که حدود یکی از هر ۵ رابطه از طریق اینترنت شکل می گیرد.
پیش بینی شده که در حدود سال ۲۰۴۰، ۷۰ درصد از ما فرد مقابل خود را از طریق قرار آنلاین خواهیم یافت. مشکل اصلی در مورد نرم افزارهای قرار آنلاین این است که واقعا به درد نمی خورند.
بسیاری از این نرم افزارهای در واقع برای گرفتن پول از مردم می باشند و اصلا هدف انها جفت کردن شما با فرد مناسبتان نیست.
قبل از این که توجه خود را به باد دهید و کیف پولتان را در جیب نرم افزارهای آنلاین خالی کنید، بهتر است چند چیز را بدانید.
تکنیک های مشاوره خانواده
۱) مردم در تصاویر پروفایل خود دروغ می گویند
همه ما قبول داریم که این یک تکامل و پیشرفت در زمینه تکنولوژی ارتباطات است و می توان از آن استفاده کرد. از طرفی مردم میخواهند در چشم بقیه خوشایند به نظر برسند.
اغلب افراد می دانند و احتمال می دهند که مردم در مورد پروفایل خود دروغ می گویند و نسبت کمی واقعا صادق هستند.
یک مطالعه از ۱۰۰۰ نفر از کسانی که بصورت آنلاین قرار عاشقانه داشته اند در انگلیس و آمریکا نتایج قابل توجهی ارائه داد.
نتایج نشان داد که حدود ۵۳ درصد از شرکت کنندگان تایید کردند که در پروفایل مربوط به قرار عاشقانه خود دروغ گفته اند. زنان ب طور آشکاری خیلی بیش تر از مردان دروغ گفته اند و این بیشتر در مورد ظاهر و قیافه بوده است.
در حدود ۲۰ درصد از زنان عکس هایی از دوران جوانی و یا سن کمتر ارسال کرده اند. اما مردان تا حدی بهتر عمل کرده اند.
متداولترین دروغ مردان در مورد وضعیت مال، تخصص، در مورد داشتن شغل بهتر (به لحاظ مالی) بوده و اینها را بهتر از آن چیزی که در واقع هست جلوه داده اند.
۴۰ درصد از مردان گفتند که این دروغ ها را گفته اند اما در حدود یک سوم از این تعداد در زنان چنین دروغ هایی گفته اند. هرچند میزان دروغ گویی در نمونه انگلیس تا حدودی کمتر بود، با این حال ۴۴ از کل زنان تایید کرده اند که در مورد عکس پروفایلشان صادق نبوده اند.
در هر دوی نمونه های آمریکا و انگلیس میزان دروغ گویی با افزایش سن کاهش داشته است. شاید افراد مسن تر بیشتر دوست دارند تا خود واقعی شان را بجای یک تصویر ایده آل و یا خیالی نشان دهند.
آیا تا به حال می خواستید با افراد جدید ملاقات کنید و احساس بیشتری داشته باشید؟
15 پیشنهاد مشاور برای یافتن دوست جدید
۱۵ پیشنهاد مشاور برای یافتن دوست جدید
قبول کردن تمام دعوت نامه ها، حتی اگر به نظر می رسد نوع رویداد شما لذت بردن نیست. شما هرگز نمی دانید چه کسی شما را ملاقات خواهد کرد
قدردانی می کنم که دوستی ها در طول زمان ساخته شده اند. با یک دوست جدید خیلی جدی نگیرید.
فشار برای صمیمیت ممکن است مردم را به دور خود بکشاند.
قبول کنید که همه ما متفاوت هستیم تقاضای دیگران برای به اشتراک گذاشتن باورها و رفتارهای شما می تواند تنوع دوستی هایی که ایجاد می کنید را محدود کند.
نشان دهید که یک دوست قابل اعتماد و مثبت هستید از گفتگو خوش بینانه و دلگرم استفاده کنید و درباره دیگران شکی نگیرید.
هر فرصتی را برای اجتماع بیاورید.
دعوت از افراد برای شرکت در فعالیت هایی که سازمان داده اید به جای همیشه در انتظار خواسته شدن است.
از شبکه موجود خانواده و دوستان خود برای دیدار با افراد جدید استفاده کنید.
بپرسید آیا شما می توانید در یکی از رویدادهای اجتماعی خود شرکت کنید؟
تمرکز توجه خود را به دیگران و منافع خارجی
نگرانی در مورد خودتان و اینکه چگونه احساس می کنید، مانع ارتباط شما با دیگران می شود.
سازمان دیده بان دیگران به نظر می رسد به راحتی دوستان.
اتخاذ برخی از تکنیک های مشابه که آنها استفاده می کنند. اعتماد به نفس با تمرین همراه است، بنابراین به خودتان فرصتی بدهید تا تمرین کنید.
نمایش شما به دیگران علاقه مند است. در مورد زندگی و منافع آنها سؤال کنید این گفتگو را ادامه خواهد داد.
دوست داشتن های قدیمی و جدید را پرورش دهید. به مردم در زندگی خود زمان و توجه خود را که آنها سزاوار است.
منبع: سارا نظری مرکز مشاوره و روانشناسی آنلاین مشاورانه - 15 پیشنهاد مشاور برای یافتن دوست جدید
خشم یکی از هیجان های اصلی و طبیعی در انسان است و هرکس درجه هایی از آن را دارد.
کودکان نیز در سنین مختلف و در طبقات اجتماعی ـ اقتصادی متفاوت هیجان خشم را تجربه می کنند و در این میان آنچه مهم است توجه به مساله ی یادگیری “شیوه ی مقابله ی صحیح” با این هیجان سرکش است.
در بسیاری از افراد این باور نخ نما شده وجود دارد که ” عصبانی شدن خوب نیست” و یا ” آدم خوب که عصبانی نمی شود”.
اما باید گفت خشم نیز مانند سایر احساسات کارکردهای مثبتی دارد و همانند سدی است که انرژی زیادی در پشت آن تجمع می کند.
در صورتی که این انرژی روانی به نحو صحیح مورد استفاده قرار نگیرد می تواند تبدیل به مشکل شود و نارضایتی های ارتباطی زیاد و گاه غیر قابل جبرانی به بار آورد.
جالب است بدانید که “مهارت کنترل خشم” یکی از مهم ترین فاکتورهای تعیین کننده ی موفقیت در ازدواج است و افراد فاقد مهارت در مدیریت عصبانیت و خشم می توانند آزار دهنده ترین و نامناسب ترین گزینه ها برای یک ازدواج موفق باشند.
به عنوان والدینی که قصد دارید عصبانیت را به عنوان احساسی طبیعی بپذیرید و روش های صحیح مدیریت آن به فرزندتان را بیاموزد، در ابتدا لازم است عوامل ایجاد کننده و یا تشدید کننده ی آن در فرزندتان را بشناسید.
چه عواملی موتور خشم را فعال تر می کند؟
مصرف بیش از اندازه ی غذاهای محرک، سرد و تنقلات
کم خوابی و یا خواب شب بی کیفیت
سرگرمی بیش از حد با بازی های رایانه ای و تماشای افراطی تلوزیون ( بیش از یک ساعت و با توجه به سن)
بی توجهی، مقایسه و احساس بی عدالتی
در بسیاری از موارد بی توجهی به ویژگی های مثبت کودک، مقایسه ی او با کودکان دیگر و یا سرزنش شدن بخاطر اشتباهات، عامل اصلی شروع پرخاش و لجبازی است.
اگر شما نیز در ارتباط با فرزندتان از سموم مهلک مقایسه، سرزنش و یا بی توجهی استفاده می کنید، بهتر است استفاده از آن ها را از همین لحظه متوقف کنید.
براساس شواهد تجربی، کودکانی که دایما با دیگران مقایسه شده اند و خوبی های شان نادیده گرفته شده است.
با رسیدن به سن نوجوانی، کنترل شرایط را از دست داده و بسیار حساس تر و تکانشی تر از سایر همسالان شان برخورد می کنند.
به عبارت دیگر نحوه ی ارتباط شما با کودک، نه تنها در پرخاش و لجبازی فعلی او موثر است بلکه بر رفتارهای او در دوره ی نوجوانی و حتی بزرگسالانی تاثیرات قابل تجهی خواهد داشت که تبعات آن شما را نیز تحت تاثیر قرار می دهد.
به خاطر داشته باشید که کودک پرخاشگر، نیازمند نوازش و امنیت است و ایده ی تربیت کردن او در هنگام برانگیختگی می تواند بسیار مخرب باشد.
بازی هایی برای کنترل خشم
در صورتی که فرزندتان پرخاشگر است می توانید به منظور کنترل حالات عصبی و یاددادن نحوه ی صحیح مدیریت خشم به او از بازی های زیر کمک بگیرید.
کودکان ۵-۳ ساله
کودکان در این سن تمایل زیادی به درست کردن حباب دارند. آن ها از این کار لذت می برند و شما می توانید از این فعالیت به نحو موثری در جهت کنترل خشم بهره ببرید.
به این منظور لازم است به مدت یک هفته با فرزندتان به تمرین ساخت حباب بپردازید.
در همین زمان متوجه خواهید شد که ساختن یک حباب نیازمند تمرکز بر تنفس و دم و بازدم های قوی و عمیق است. روشی که برای کنترل خشم بسیار توصیه می شود!
انجام این بازی می تواند در تلطیف روحیات کودک پرخاشگر موثر واقع شود. همچنین در هنگام عصبانیت می توانید از او بخواهید تا با تنفس عمیق احساس آرامش کند.
کودکان ۸-۶ ساله
با پایان دوره ی خردسالی و ورود به سن مدرسه، توانایی های شناختی در کودکان رشد می کند و می توانید در مورد خشم با او بیشتر صحبت کنید.
ابتدا لازم است به او یاد دهید که عصبانیت، چه تغییراتی در جسم ایجاد می کند.
مثلا اینکه هر وقت کسی عصبانی می شود، بلندتر حرف می زند، صورتش قرمز می شود، دست هایش را هنگام صحبت به شدت تکان می دهد، ضربان قلبش بالا می رود، اخم می کند، دهانش خشک می شود و تندتند نفس می کشد.
سپس به او کمک کنید تا متوجه شود محرک های خشمش چه مواردی هستند. مثلا از او بپرسید اگر کسی چه کاری انجام دهد عصبانی خواهی شد؟
او مکن است پاسخ هایی از این قبیل دهد “اگر کسی وسایلم را بدون اجازه بردارد، اگر کسی هلم بدهد، اگر کسی به من زور بگوید و …”.
در این مرحله لازم است در مورد نحوه ی مدیریت افکار با هم گفت و گو کنید. به او یاد دهید چطور بر خشمش غلبه کند و به او بفهمانید در برخوردهای اجتماعی اش لازم است صبور باشد و قبل از هر اقدامی، نفسی عمیق بکشد.
اگر می تواند چند قدم از آنچه عصبانی اش کرده فاصله بگیرد؛ در دل جمله های آرام کننده تکرار کند مثل: «از پسش بر میام» یا «مهم نیست».
در نهایت هم رفتار های عاقلانه و مودبانه را به او آموزش دهید مثلا «این توپ منه، لطفا پسش بده» یا «چه حرف زشتی زدی، من این طوری حرف نمی زنم».
سعی کنید به او یاد دهید که قرار نیست کسی با خشونت بیشتر برنده شود.
جدیدترین روش های روانشناسی کودک
والدین پرخاشگر، آموزش ندهند
اگر به عنوان والد در کنترل پرخاشگری خود با مشکل مواجه هستید و نمی توانید در موقعیت های تولید کننده ی خشم، واکنش مناسبی نشان دهید، اکیدا توصیه می کنیم تا از ارایه ی آموزش های شفاهی به کودک تان اجتناب کنید.
در حقیقت بزرگترین و قدرتمندترین آموزش برای کودک شما، رفتار خودتان است و ارایه ی آموزش های کلامی که در حالیکه هیچ نشانه ای از آن ها در رفتار شما دیده نمی شود کاملا بی اثر و حتی دارای اثر مخرب است.
کودک پرخاشگری را در رفتار شما مشاهده می کند و آن را در بازی هایش، ارتباطش با دوستان و حتی خود شما نشان می دهد.
در این شرایط پیشنهاد می کنیم تا در جهت یادگیری مهارت مدیریت خشم اقدام کنید و اجازه دهید کودک از رفتار شما، مدیریت احساساتش را بیاموزد.
کودکان ۱۲-۹ ساله
با ورود به این سن می توانید با فرزندتان به عنوان فردی با مهارت های شناختی کارآمد، گفت و گویی منطقی تر داشته باشید.
در این گفت و گو ها از توصیه، سرزنش و نصیحت پرهیز کنید و فرزندتان را متوجه این مساله کنید که در موقعیت های بعدی برای حل مناسب تر مساله و کنترل خشمش چه برنامه و تصمیمی دارد؟
اختلال بی اعتنایی و نافرمانی در کودکان و نوجوانان
ناگفته های افسردگی نوجوانان
نوجوانان و تغییرات دوران بلوغ
با کودک سه ساله ام چگونه برخورد کنم؟
هر آنچه لازم است در مورد کودک خجالتی بدانید
بازی های بدون محدویت سنی
به طور کلی استفاده از بازی هایی که درآن ها قالب و چارچوب خاصی وجود ندارد به برون ریزی احساس خشم کمک خواهند کرد.
در این زمینه می توانید از بازی هایی مانند خمیربازی، گل بازی، سفال گری و سایر بازی های رهایشی که توام با کثیف کاری هستند استفاده کنید.
در طول این بازی ها به کودک اجازه دهید تا در حد ممکن دست به کثیف کاری و رهاسازی خود بزنند و در پایان، وسایل بازی را مرتب کرده و محیط اطراف شان را نظم دهند.
ورزش هایی مانند بوکس و فعالیت های دیگری مانند ترکاندن بادکنک یا ریز کردن کاغذ نیز در کاهش خشم کودک نقش موثری دارد و می توانید از آن ها نیز در جهت تخلیه ی خشم کودک استفاده کنید.
آیا طوفان خشم کودک با بازی آرام می گیرد؟
اگر چه در بسیاری از موارد، انجام بازی ها به همراه آموزش های مدیریت خشم در تلطیف پرخاشگری موثر است .
اما در مواردی که پرخاشگری کودک ریشه در “مسایل ارتباطی او” با پدر، مادر و یا سایر اطرافیان دارد، لازم است به متخصص مراجعه کنید تا از طریق حل مساله ی ارتباطی، خشم فروخورده ی کودک تسکین یابد.
آخرین نظرات