مرکز مشاوره خانواده مهربانانه

مشاوره
 خانه موضوعات آرشیوها آخرین نظرات
دختری ۲۸ساله هستم، دوسال میشه از طریق گروه تلگرام با پسری ۱۹ساله اشنا شدم
ارسال شده در 24 مرداد 1398 توسط علی دهمرده در زوج درمانی

فرناز:

سلام.دختری ۲۸ساله هستم تقریبا ب مدت دوسال میشه از طریق گروه تلگرام با پسری ۱۹ساله اشنا شدم.اوایل ارتباط جدی نبود اما رفته رفته از اخلاق و شخصیتش خوشم اومد چون شبیه فردی بود ک دوست داشتم با اخلاق بد من کنار میومد تنها کسی بود ک باهاش راحت بودمو درکم میکرد ناگفته نمونه اخلاقای بدم داره مثلا مغروره زودرنجه و..اما اونقدر دوستش دارم برام اذیت کننده نیست.راستش بهم میگه علاقه دارم اما چون هر دو خانواده سنتی داریم و مخالفن ایشون زود کنار میکشه و میگه مادرم راضی نیست و خیلی تلاشم کرد نتیجه نداد برای همینم من با مادرشون صحبت کردم این اطمینانو بدم علاقم جدیه و گفتن حالا هر چی قسمتخ و حرفای منتطقی بهم زدن و خوب برخورد کردن .حرفم اینه من خیلی سردرگمم چون باید دوسال دیگه صبر کنم شغل پیدا کنن از طرفی سنمم داره بالا میره و موقعیت و پیشنهاد هایی ک تو دانشگاه بهم میشه رو بخاطر علاقه شدیدی ک ب ایشون دارم رد میکنم چون واقعا نمیتونم فکر کنم ب کسی اصلا نبودش حالمو بد میکنه الانم تا حدی وابسته شدم ک اگه ی روز حرف نزنن حالم بده .احساس بدی دارم هیچی برام دیگه مهم نیست حس پوچی دارم ک اینقدر روم فشاره و کاملا بی انگیزه و عصبیم ک دختری ک اینقدر مستقل بودم الان ضعیفمو و نگران اینده ام ک نکنه بهش نرسم .اگه نرسم کسی و رو هم دوست ندارم .چیکار کنم حالم وااقعا بده

مشاور:

با سلام خدمت شما دوست عزیز
در این مورد دقت کنید که شما ۹ سال اختلاف سنی با یکدیگر دارید و رابطه شما در زمانی شروع شده است که ایشان ۱۷ سال داشته اند یعنی در سن نوجوانی قرار داشته اند و این باعث می شود که ایشان تنها انتخاب هایشان بر مبنای هیجان باشد نه معیارها و… پس بهتر است به این موارد دقت داشته باشید .
به نظر می رسد با توجه به توضیحات شما ، شما بجای دلبستگی وابستگی را تجربه می کنید که بر روند تصمیم گیری شما تاثیر منفی دارد و اجازه نمی دهد به درستی شرایط را مد نظر قرار بدهید.
۱٫ رابطه شما در دنیای واقعی نیز می باشد؟
۲٫ معیارهای شما برای انتخاب ایشان چیست؟
۳٫ این تفاوت سنی چه تاثیری بر رابطه شما داشته است؟
۴٫ رابطه شما با دوستان و خانواده چگونه می باشد؟
۵٫ افکار خاصی در ذهنتان در مورد این رابطه وجود دارد؟

منبع: مشاوره آنلاین – مشاوره خانواده

آشنایی از طریق تلگرام ازدواج دوست دختر دوست پسر رابطه نظر دهید »
من با آقایی آشنا شدم، بعد از خواستگاری یکسری مشاجرات داشتیم
ارسال شده در 24 مرداد 1398 توسط علی دهمرده در ترمیم روابط زناشویی

مونا:

سلام وقت بخیر، من با آقایی آشنا شدم حدودا ۳۹ ساله و خودم ۳۱ سالمه ، بعد از خواستگاری یکسری مشاجرات داشتیم (مشکل عمده دخالتهای خانواده ایشان است) ولی به دلیل علاقه ای که ایجاد شده تصمیم گرفتیم مشکلات رو حل کنیم و باز هم به هم فرصت بدیم. خانواده این آقا این تصور را کردند که رابطه جنسی وجود داره که من و ایشون بعد از مشاجرات باز هم تمایل به ادامه داریم (مذهبی هستند) و پسرشون برای اینکه این تصور رو در ذهنشون حل کنن گفتن که ایشون قصد گرفتن گواهی سلامت داره و گفته که رابطه جنسی نبوده و صرفا به خاطر علاقه دو طرف هست. (البته من خودم این قضیه رو مطرح کردم )ولی نه اینکه تمایلی داشته باشم که این گواهی رو برای اثبات خودم به خانواده ایشون بگیرم، از نظر من هیچ ارتباطی به خانوادشون نداره، این آقا میگن این موضوع اتفاقا یک برند هست برای یک دختر و من دوست دارم نشون بدم به خانوادم تا بدونن تو انتخاب مناسب و دختری هستی با سلامت اخلاقی و گفتن حتی اگر مشکلی هست که نمیتونی بگیری اصلا مهم نیست برای من ، یه گواهی درست میکنیم، ولی من با اصل قضیه مشکل دارم و این قضیه رو توهین میدونم، چرا باید خانواده ایشون در خصوص ازدواج مردی با این سن حتی در مورد خصوصی ترین مسائل هم نظر بدن و تصمیم گیرنده باشن. در کل میخواستم بدونم من سخت میگیرم وقتی مشکلی درخصوص گرفتن گواهی ندارم یا واقعا این قضیه اهانت آمیز محسوب میشه؟

مشاور:

با سلام خدمت شما دوست عزیز
در این مورد نیاز است که دیدگاه شما در مورد این کار مورد بررسی قرار گیرد چون دیدگاهای مختلفی در مورد سلامتی پرده بکارت وجود دارد و این دیدگاها در روند تصمیم گیری و نوع واکنش افراد تاثیر زیادی دارد.
۱٫ چند مدت است که این آقا را می شناسید؟
۲٫ از نظر فرهنگی ، خانوادگی ، مذهبی، اجتماعی با یکدیگر هماهنگی دارید؟
۳٫ ایشان چه میزان به خانوادیشان وابستگی دارند؟
۴٫ واکنش این آقا در مقابل صحبت های خانوادیشان چگونه بود؟
۵٫ ایشان از نظر مالی استقلال دارند ؟
۶٫ مشاوره پیش از ازدواج را دریافت کرده اید؟

مونا:

مدت سه ماه هست که آَشنایی صرفا برای ازدواج بوده و توی این مدت ارتباط زیادی داشتیم به نقاط مشترک زیادی رسیدیم. ایشون قصد مهاجرت به خارج از کشور رو دارند
هر دو خانواده مذهبی هستند، من به شخصه عقاید مذهبی دارم ولی از لحاظ پوششی از لحاظ خودم متعارف هستم (خیلی بسته نیستم، به حجاب سری خیلی اعتقادی ندارم) ایشون هم کمی سنتی فکر میکنن البته فقط بحث حجاب در داخل ایران اهمیت داره براشون، هر دو فوق لیسانس هستیم و مدیر
خانواده ایشون بسیار تحت کنترل دارند پسرشون رو، و هر وقت با هم هستیم مرتب پیگیر هستند و تماس میگیرند. (خانواده ایشون بسیار به هم وابستگی دارند ، به خاطر قضیه مهاجرت ایشون ، مادر ایشون تصمیم میگیره که تهران رو به مقصد شهری که پسر دیگرشون و سایر فامیلها هستن ترک کنه و اقداماتش رو اعم از فروش خونه انجام دادن، الان که ایشون با من آشنا شدن احتمالا مدت زمانی مجبور بشن تهران بمونن و چیزی که پسرشون میگه با مشاجرات مادرشون احساس میکرد که همه چی تموم شده س و گویا خوشحال بوده چون تصمیم داشتن پسرشون رو تا وقتی ویزاش برسه ببرن اون شهر و همه فامیل دورش رو بگیرند و از مهاجرت منصرفش کنن و همونجا براش زن بگیرن) البته خودش میگه که تصمیمش برای رفتن به خارج از کشور بیشتر رفتار خانوادش هست که تمام زندگیش رو میخوان تحت سلطه قرار بدن ولی با این حال که همچین اعترافی میکنه همه چیز هم با خانوادش درمیون میذاره)
درمورد واکنش ایشون نسبت به صحبتهای خانوادشون، میگه خانوادش منظور بدی ندارن و اصلا قصد دخالت ندارند و صحبتهایی که میکنن به خاطر رفتار خودمونه که باعث شدیم این فکرها به ذهنشون بیاد،( اصلا احساس خوبی نسبت به خانوادشون ندارم ولی چون قضیه مهاجرت هست خب این به این معناس که خانوادشون دیگه دخیل نخواهند بود در زندگی آینده)
از لحاظ مالی کاملا مستقل هستند و حتی کمک خرج هم در خانواده هستند چون با خانواده زندگی میکنن.
در حال رفتن به مشاور هستیم منتها مشاور زوج درمان چون احساس دخیل شده در تصمیم گیری

ایشون علنا به من میگه که خانوادم ناراحت شدن از برگشتت چون برنامه هاشون بهم خورد، و ناخودآگاه گارد گرفتم نسبت به خانوادشون، میگه شما خانواده منو دوست نداری. وقتی در جواب میگم من با اونها مشکلی ندارم اونا منو دوست ندارن میگه من اعتماد کردم حرفهارو بهت زدم ، درد و دل کردم دیگه حرفهارو بهت نمیزنم ، حرفهای تورو به اونا میگم ولی برعکسش رو نمیگم که دست بگیری! و من واقعا نمیدونم چطور باید برخورد کنم با این عکس العمل، میگه دوسم داره بهم اعتماد داره ولی در عمل یه جور دیگه س .مشاور هم رفتیم منتها مایل نیست به مشاور بیاد و میگه تو برو خودت رو اصلاح کن. میخوام بدونم مشکل از رفتار منه؟

مشاور:

دوست عزیز دقت کنید که اینگونه مشکلات نیاز به بررسی دقیق دارد اما مشکلی نیست که به راحتی و تنها با ازدواج برطرف شود ونیاز است که بر مبنای تحقیق بیشتر ریال شناخت بیشتر و مشاوره پیش از ازدواج در مورد آن تصمیم گیری کنید .
نیاز است که ایشان در کنار حفظ احترام خانواده بتوانند روابط را مدیریت کنند و همچنین نیاز است که شما خانواده ایشان را با همین ویژگی ها بپذیرد و مورد احترام قرار بدهید و دقت کنید که این آقا تنها مسئول رفتارهای خودش م باشد و مسئولیتی در قبال رفتراهای خانواده ندارد.

منبع: مشاوره آنلاین – مشاوره خانواده

آقا ازدواج خواستگاری دخالت خانواده مشاجره نظر دهید »
من ۲۸ سالمه ازدواج کردم. بخاطر تحقیرا و سرکوفتای خانوادم، بی اعتماد به نفسم.
ارسال شده در 24 مرداد 1398 توسط علی دهمرده در مرکز مشاوره مهربانه

تنها:

سلام و خسته نباشید.
من ۲۸ سالمه ازدواج کردم. بخاطر تحقیرا و سرکوفتای خانوادم و اینکه هیچوقت ازم راضی نبودن خیلی ضعیف و بی اعتماد به نفسم.
از روز اول خواستگاری خانوادم چون به شدت تحت تاثیر حرف مردم هستن خیلی اذیتم کردن.مادرم به شدت منفی بافه و مدام از همسرم و خانوادش بد میگفت همیشه هم با همسرم مشکل داشتن.
همسرم یه مقدار خسیسه و خانوادم کلا انتظار دارن داماد و پسر دست پر برن خونشون کلا تو فرهنگ ما اینطوریه. حالا به همین دلیل مدام طعنه و کنایه میزنن بهمون.
من بارها با همسرم حرف زدم اما قبول نمیکنه چون به راحتی پول خرج نمیکنه.
طبق معمول خانوادم منو تحقیر میکنن که بی عرضه و خنگم و درمقابل همسرم اختیار هیچی ندارم.
به نظرتون باید چیکار کنم؟

مشاور:

با سلام خدمت شما دوست عزیز
دقت کنید که بهتر بود اینگونه فرهنگ ها را در زمان نامزدی مد نظر قرار می داید و با همسرتان نیز در میان می گذاشتید تا هردویتان بتوانید تصمیم گیری بهتری داشته باشید.
۱٫ همسرتان چند سال دارند؟
۲٫ معیارهای شما برای انتخاب ایشان چه ویژگی هایی می باشد؟
۳٫ چند مدت است ازدواج کرده اید؟
۴٫ رابطه عاطفی و جنسی شما رضایت بخش می باشد؟
۵٫ همسرتان برای خودتان و نیازهای خانه نیز خساست دارند و منظور شما از خساست چیست؟
۶٫ آیا ایشان توان مالی پرداخت بیشتر از موارد فعلی را دارند؟

تنها:

بله درست میفرمایید اما واقعا من اونموقع نتونستم مستقیم بگم باید برای خانوادم خرج کنی. البته اشتباه کردم.
۱٫ همسرم ۳۰ سالشه
۲٫ ایشون یه فرد کاملا مستقل هم شخصیتی و هم مالی هستن اصلا وابسته به خانواده نیست و تصمیمای زندگیمون رو فقط با نظر دوتامون میگیریم، خوش اخلاق مهربان و چشم پاکه، بسیار مسئولیت پذیرو کاریه، برای آرامش زندگیمون هرکاری بتونه میکنه، آینده نگره و خیلی به فکر پیشرفت کاری و زندگیه، یک حامی خیلی خوبه
۳٫ چند ماه دیگه میشه ۳سال
۴٫ بله کاملا رابطمون رضایت بخشه
۵٫ برای من و خونه خیلیییی ولخرجه، محاله چیزی بخوام فراهم نکنه اما برای بقیه حاضر نیست ۱ریال خرج کنه حتی خانوادش. منظورم از خساست اینه جایی دست پر نمیره، اگه مثلا با کسی بیرون باشیم هیچی خرج نمیکنه، هدیه دادن و بی مناسبت خرج کردن اصلا و کلا هر خرجی غیر از خرج واسه من و خونه تعطیله.
۶٫ بله توانایی مالی داره
میدونید خانواده من از بچگی مدام تحقیرم کردن که باید خرج خودتو دربیاری حتی من گاهی غذا کم میخوردم که خرجم کم بشه بعد که درس خوندن و نتونستم کار کنم همیشه سرکوفت و تحقیر میشنیدم که خرجت کردیم و بهمون پول ندادی با اینکه دانشگاه دولتی بودم، و بعد ازدواجمم اینا بدتر شد چون همسرم خرج نمیکنه

مشاور:

در این مورد با توجه به اینکه رفتارهای خانواده شما قبل از ازدواج شما نیز مشاهده می شده است بهتر است سعی کنید زندگی مشترک خودتان را ادامه بدهید و خودتان و همسرتان را درگیر اینگونه موضوعات نکنید چون اینگونه توقعات می تواند برای زندگی مشترک شما آسیب به همراه داشته باشد و بهتر است این موارد را بگذارید و از آنها رد شوید چون درگیری شما بر رفتارها و درخواست های تمام نشدنی و حتی گاهی درخواست هایی که از عهده شما خارج است می تواند برای شما آسیب های روحی به همراه داشته باشید .
با توجه ویژگی های مثبت همسرتان سعی کنید مسیر پیشرفت زندگی مشترکتان را داشته باشید و در کنار آن احترام خانواده ها را حفظ کنید اما از تمرکز بر آنها خوداری کنید .
در زمان فعلی اولویت شماها زندگی مشترکتان می باشد .

تنها:

من واقعا با توجه به مخالفتای همسرم کاری که میخوان رو انجام نمیدم خداروشکر تا زمانی هم که خودشون مستقیم به همسرم متلک نگن من این موضوعات رو بیان نمیکنم.
اما مشکل اینجاست پیش اومده ما خونشون بودیم بعد کسی از اقوام اومده و کلی وسایل خوراکی آورده البته ناگفته نماند اطرافیان بهشون ترحم میکنن و بیشتر براشون وسیله میبرن، درحالیکه درسته مشکل مالی دارن اما محتاج نیستن، تو اینجور مواقع کاملا مادرم به من و همسرم بی محلی میکنه و مدام میگه فلانی خیلی زحمت کشیده ولی بعضیا خسیسن و همسرمم ناراحت میشه.
موضوع دیگه اینکه خانوادم از هر موضوع کوچیک یه فاجعه میسازن و میفتن به جون زندگیم مثلا چند وقت پیش پدرم از همسرم کاری خواست همسرم چون قبلا هرکاری براشون کرده تا مشکلی پیش اومده گفتن تقصیر توئه این دفعه گفته بود همراهتون میام که خودتونم باشین مسئولیت اون کار با من نباشه. پدرم با عصبانیت به من زنگ زد بعد انتظار داشت من موضوع رو حل کنم.
کلا هرجا مشکلی باشه به من حمله میکنن و اگه موضوع حل نشه بازم سیلی از تحقیر و توهین به سمتم روانه میشه

مشاور:

بهتر است در /ارامش و بدون توهین بیان کنید که شما تنها مسئول رفتارهای خودتان هستید و اگر صحبت یا درخواستی از همسرتان دارند خودشان به ایشان عنوان کنند . اگر شما مداوم بخواهید به رفتارهای آنها تمرکز کنید آرامش را از خودتان سلب می کنید سعی کنید احترام پدر و مادر بودن انها را نگه دارید اما وارد این بازی و نقش ها شنوید تا بتوانید مسیر بهتری را تجربه کنید .
حتی اگر همسرتان از /انها دلخور است بهتر سات شما بیان کنید که هر یک از شما در جایگاه خودتان برای شما عزیز هستند و بهتر است خود همسرتان در آرامش دلخوریشان را به آنها بیان کنند تا شما دائم نگرانی نداشته باشید هریک از آنها مسئول رفتار خودشان می باشند و شما نمی توانید برای آرامش آنها همه افراد را کنترل کنید.

تنها:

با توجه به صحبتاتون آیا من واقعا بی عرضه و به درد نخور نیستم؟عذاب وجدان و احساس گناهی که مدام درمورد اینکه نتونستم بهشون پول بدم همراهمه منطقیه؟اینکه انتظار دارن من همیشه و همه جا خانوادم اولویتم باشن و ازشون طرفداری کنم غلطه؟
چطور این احساس گناه که فرزند بدی هستم از خودم دور کنم؟

مشاور:

در این مورد بهتر است ند جلسه شاخت درمانی را تجربه کنید تا افکار شما مورد بررس دقیق قرار گیرد و عملکدر بهتری ر تجربه کنید.درمسیر می توانید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
۰۲۱-۲۲۳۵۴۷۶۲

تنها:

ممنونم. از طرف دیگه خانواده من به شدت تحت تاثیر حرف مردمن یعنی حتی یه تصمیم ساده برای زندگیشون نمیتونن بگیرن و مدام نگرانن بقیه چی میگن.
هر رفتاری از همسرم ببینن که باب میلشون نباشه هزار برداشت بد میکنن.
مدام تا منو گیر میارن تحقیرم میکنن که خاک بر سرت بی عرضه ای، شوهرت با لباس و خوراکی خرت کرده، نمیتونی واسه خانوادت خرج کنی، مردم میگن هرمردی وظیفشه واسه خونش خرج کنه اما تو اینقد بی عرضه ای فک میکنی اگه برات لباس میخره خیلی خوبه ولی اختیار نداری بدون اجازش پول خرج کنی و ازین حرفا که واقعا اذیتم میکنه

منبع: مشاوره آنلاین – مشاوره خانواده

ازدواج بی اعتماد به نفس تحقیر خانواده سرکوفت نظر دهید »
برخورد با کسی که بدون خداحافظی به خارج از کشور رفته و الآن برگشته
ارسال شده در 24 مرداد 1398 توسط علی دهمرده در خانواده درمانی

زهرا:

سلام من ۲۸ سالمه و ۲ ساله ازدواج کردم پارسال درست یک ماه بعد از عروسیم دختر خواهرشوهرم برای تحصیل رفت مجارستان و ازهمه خداحافظی کرده بود ولی از من خداحافظی نکرد حالا بعد از یک سال برگشته می خواستم بدونم چه جوری باید باهاش برخورد کنم؟

مشاور:

با سلام خدمت شما دوست عزیز
این موضوع بسته به دیدگاه شما دارد و یانکه رابطه شما با یکدیگر به چه میزان می باشد . با توجه به اینک ایشان خواهر همسرتان می باشند بهتر است بخاطر همسرتان احترام ایشان را حفظ کنید و در کنار آن دقت داشته باشید که تمرکز زیاد بر این موضوعات می تواند در روند زندگی خودتان تاثیر منفی داشته باشد.
۱٫ این موضوع برای شما چه میزان اهمیت دارد؟
۲٫ واکنش شما و همسرتان در این مورد چگونه بود ؟
۳٫ همسرتان توقع خاصی بعد از برگشتن ایشان از شما دارند؟

زهرا:

خواهر شوهرم فوت شدن و دختر ایشون هست که این رفتار رو با من داشته
۱-برای من اصلا اهمیتی نداره چون من اصلا ایشون رو نمیبینم ولی نمی خواهم هم بزارم هرکسی هر طور دوست داره با من رفتار کنه و من مثل قبل باهاش عادی برخورد کنم.
۲- من هیچ واکنشی نشون ندادم فقط از همسرم پرسیدم چرا؟ که دلیلی برام نیاوردن. ولی خود همسرم با مادر خوشون در مورد این قضیه بحث کردن
۳-نه هیچ توقع خاصی از من ندارن میگن اصلا اهمیت نده به این قضیه ولی من نمی دونم چرا فکر می کنم بهم توهین شده

مشاور:

بهتر است شما برای رفتارهای دیگران از همسرتان توقع جواب نداشته باشید چون ایشان تنها مسئول رفتار خودشان می باشند . اگر این موضوع برایتان اهمیت ندارد بهتر است به مسیر قبلی خود ادامه بدهید و یک رفتار با احترام و بدون واکنش خاص داشته باشید چون اگر بخواهید تمرکز زیادی بر این رفتارها کنید زندگی خودتان را تحت تاثیر قرار می دهید . به ایشان به عنوان یکی از افراد خانواده هسمرتان احترام بگذارید و روند زندگی خودتان را بروید.

منبع: مشاوره آنلاین – مشاوره خانواده

ازدواج بدون خداحافظی خارج رفتن عروسی نظر دهید »
روش های روانشناسی معتبر برای ابراز احساسات به عشق
ارسال شده در 23 مرداد 1398 توسط علی دهمرده در مرکز مشاوره مهربانه

اول و مهمتر از همه، فراموش نکنید که شما و همسرتان با هم کامل می شوید.

نقاط قوت و توانایی شما مکمل یکدیگرند و این چیزی است که شما را جذب می کند.

اگر به کتاب فروشی ها بروید، کتاب های روان شناسی زیادی را درباره بیان عشق به همسر و تفاوت های بین مردان و زنان وجود دارد.

در عوض، تعداد فروش آنها بالا است و هر کدام چندین بار مجددا چاپ شده اند.
اما با این حال، با توجه به آمار روز، علاوه بر این، طلاق در کشور ما نشان می دهد که خواندن این کتاب ها تنها می تواند سرانه خواندن را افزایش دهید.

مشاوره روانشناس و مشاوره خانواده در گفتگو با جامعه بهداشت، توصیه هایی برای مردان برای نشان دادن عشق به همسران خود دارد.

اول و مهمتر از همه، فراموش نکنید که شما و همسرتان با هم کامل می شوید.

نقاط قوت و توانایی شما مکمل یکدیگرند و این چیزی است که شما را جذب می کند.

کاملا طبیعی است که یک زن و شوهر اختلاف نظر داشته باشند.

منبع: مرکز مشاوره و روانشناسی مشاورانه-روش های روانشناسی معتبر برای ابراز احساسات به عشق

ابراز احساسات روان شناسی عشق نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 309
  • 310
  • 311
  • ...
  • 312
  • ...
  • 313
  • 314
  • 315
  • ...
  • 316
  • ...
  • 317
  • 318
  • 319
  • ...
  • 338

آخرین مطالب

  • مهد کودک یکی از مهم ترین مکان برای تعلیم و تربیت فرزندان
  • ضرورت های میان وعده ای برای کودکان
  • جذابیت در گرو چیست؟
  • ۵ قصه برای اموزش احساسات کودکان
  • اوتیسم آسپرگرآسپرگر
  • ۱۱ بازی با کودک ۹ ساله که باید انجام دهید!
  • بیماری اوتیسم
  • ۱۴ روش معجزه آسای درمان افسردگی بدون دارو
  • علائم اختلال وسواسی-اجباری و درمان
  • با مادر وسواسی چه کنیم؟ یک کار را بارها ناخودآگاه انجام می دهد؟

آخرین نظرات

  • مدیر النفیسه  
    • مدیرالنفیسه
    • از همه جا خبر
    در چرا میل جنسی کم می شود؟ راهکارها بدون دارو
  • مدیر النفیسه  
    • مدیرالنفیسه
    • از همه جا خبر
    در با خواهرم رابطه دارم
  • مدیر النفیسه  
    • مدیرالنفیسه
    • از همه جا خبر
    در دشمنان زندگی زناشویی
  • آرش  
    • جوانمرد قصاب
    در ماهیچه های رابطه زناشویی را تقویت کنید
  • ریاحی  
    • ریحـانه اصـفهـان
    در مقابله با ترس از آب
تیر 1404
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
  1 2 3 4 5 6
7 8 9 10 11 12 13
14 15 16 17 18 19 20
21 22 23 24 25 26 27
28 29 30 31      

مرکز مشاوره خانواده مهربانانه

در این وبلاگ جدیدترین مطالب مشاوره براتون قرار میدم. با نظراتون حمایت کنید

جستجو

موضوعات

  • همه
  • ترمیم روابط زناشویی
  • خانواده درمانی
  • زوج درمانی
  • مرکز مشاوره
  • مرکز مشاوره مهربانه
  • مشاوره

فیدهای XML

  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟

پیوندهای وبلاگ

  • رزرو وقت مشاوره
  • مشاوره پیش از ازدواج
  • کوتاهی قد در ازدواج
  • انجمن مشاوره
  • خانواده
کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان